پارت ده
پارت ده
همچین آماده بود که ون اومد و ما نشستیم
ا.ا، میگم جیهوپ
جیهوپ، جانم
ا.ت، ما کجا میریم
هوپی(دوستان به جای جیهوپ مینویسم هوپی )
هوپی ، نمیدونم ا.ت
ا.ت، هوم
هوپی ، خب فعلا به مسی نگیم که باهمیم تا این درگیری ها تموم شه
ا.ت، حتی به ته وجین جیمینو نامجونم نگیم
هوپی، نه قشنگم نگیم من نمیخوام اتفاقی برات بیفته
ا.ت، باشه
بعد از چهار ساعت
هوپی ،ا.ت غ.ت بیدار شو
ا.ت، اوم باشه اومدم
از ماشین پیاده شدم و کشو قوصی به خودم دادم که دیدم ته از اون ور داره میاد پیشمون
ته، ا.ت اومدین اخیش خیالم راحت شد و ا.ت رو بغل میکنه
ا.تویو
تو شک بودم که بعد از یه بغل طولانی از لایه دستای ته اومدم بیرون
ته ، دلم برات تنگ شده بود
جیهوپ ویو
تهیونگ من تو ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یییییییی من تورو نکشم آخر سر صلوات اون چه بغلی بود کلشو برد تو گردن ا.ت اصلا آه آروم باش جیهوپ آروم ریلکس ا.ت تورو دوست داره
نامجون ، به به خانوم خفن
جین ، چه عجب خوش گذشت
جیمین ، بیاین تو بچه ها هوا سرده
و رفتیم تو من رفتم لباسمو عوض کردم یه شلوارک کوتاه با یه تیشرت لش و رفتم پایین که دیدم همه تو حال نشتن ولی ته و جین نبودن
رفتم نشستم رو مبل دونفره که دیدم ته و جینم اومدن ته نشست کنار من
هوپی،خب بگین بینم چیکار کردین
جین ، ردشونو زدیم پایگاهشونو نابود کردیم اما هنوز اون یونگی ول کن نیست
جیمین ، خیلی دنبالته ها
هوپی، بزار بگرده اون موقع تیر خورده بودم الان که خوبم
نانجون، او انگار قراره جنگ بشه
ا.ت، این یارو کیه
هوپی ، خب اون دشمن ماهاس و به شدت هم علاقه ای به نابودی ماداره
ا.ت،اونم مافیاس
نامجون، او انگار فهمیدی
ا.ت،البته از همون روز مهمونی که تیر اندازی شد علامت مافیایی رو دیدم
ته ، او خیلی باهوشی آفرین فسقلی و دستشو میزاره رو پای ا.ت
ا.ت ویو
یه لحظه به خودم اومدم دیدم که ته دستشو گذاشته روپام و بعدش به قیافه قرمز شده هوپی مواجه شدم
هوپی، ا.ت پانسمانم باید عوض شه
ا.ت، اره اره الان من میرم وسایلو میارم
وا.ت رفت وسایلو برداشت و رفت تو اتاق پیش هوپی تا رفت هوپی ا.ت رو کشید تو بغلش
هوپی ا.ت
ا.ت، تقصیر من نبود که اون خودش
که هوپی لباسو رو لب ا.ت میزاره و. آروم میمکه و بعد چند مین ازش جدا میشه
هوپی ، چاگیا نمیخوای پانسمانمو عوض کنی
ا.ت، اگه ولم کنی حتما
و بعد از عوض کردن پانسمان
ا.ت، خب اینم از این من دیگه میرم
هوپی ، نه دیگه و ا.تو میکشه بغل خودش
ا.ت، هوپی ول کن با عه
نامجون از تو حال
نامجون ، ا.ت هوپی بیاین غذا
ا.ت، اومدیم و بدو رفت پایین
نشستم سر سفره که ته هم اومد بغل من هوپی هم نشست اون ورم من امشب به ف....ک میرم
جین ، ا.ت من برات یه اتاق درست کردم بغل اتاق ته و جیهوپه ...
همچین آماده بود که ون اومد و ما نشستیم
ا.ا، میگم جیهوپ
جیهوپ، جانم
ا.ت، ما کجا میریم
هوپی(دوستان به جای جیهوپ مینویسم هوپی )
هوپی ، نمیدونم ا.ت
ا.ت، هوم
هوپی ، خب فعلا به مسی نگیم که باهمیم تا این درگیری ها تموم شه
ا.ت، حتی به ته وجین جیمینو نامجونم نگیم
هوپی، نه قشنگم نگیم من نمیخوام اتفاقی برات بیفته
ا.ت، باشه
بعد از چهار ساعت
هوپی ،ا.ت غ.ت بیدار شو
ا.ت، اوم باشه اومدم
از ماشین پیاده شدم و کشو قوصی به خودم دادم که دیدم ته از اون ور داره میاد پیشمون
ته، ا.ت اومدین اخیش خیالم راحت شد و ا.ت رو بغل میکنه
ا.تویو
تو شک بودم که بعد از یه بغل طولانی از لایه دستای ته اومدم بیرون
ته ، دلم برات تنگ شده بود
جیهوپ ویو
تهیونگ من تو ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یییییییی من تورو نکشم آخر سر صلوات اون چه بغلی بود کلشو برد تو گردن ا.ت اصلا آه آروم باش جیهوپ آروم ریلکس ا.ت تورو دوست داره
نامجون ، به به خانوم خفن
جین ، چه عجب خوش گذشت
جیمین ، بیاین تو بچه ها هوا سرده
و رفتیم تو من رفتم لباسمو عوض کردم یه شلوارک کوتاه با یه تیشرت لش و رفتم پایین که دیدم همه تو حال نشتن ولی ته و جین نبودن
رفتم نشستم رو مبل دونفره که دیدم ته و جینم اومدن ته نشست کنار من
هوپی،خب بگین بینم چیکار کردین
جین ، ردشونو زدیم پایگاهشونو نابود کردیم اما هنوز اون یونگی ول کن نیست
جیمین ، خیلی دنبالته ها
هوپی، بزار بگرده اون موقع تیر خورده بودم الان که خوبم
نانجون، او انگار قراره جنگ بشه
ا.ت، این یارو کیه
هوپی ، خب اون دشمن ماهاس و به شدت هم علاقه ای به نابودی ماداره
ا.ت،اونم مافیاس
نامجون، او انگار فهمیدی
ا.ت،البته از همون روز مهمونی که تیر اندازی شد علامت مافیایی رو دیدم
ته ، او خیلی باهوشی آفرین فسقلی و دستشو میزاره رو پای ا.ت
ا.ت ویو
یه لحظه به خودم اومدم دیدم که ته دستشو گذاشته روپام و بعدش به قیافه قرمز شده هوپی مواجه شدم
هوپی، ا.ت پانسمانم باید عوض شه
ا.ت، اره اره الان من میرم وسایلو میارم
وا.ت رفت وسایلو برداشت و رفت تو اتاق پیش هوپی تا رفت هوپی ا.ت رو کشید تو بغلش
هوپی ا.ت
ا.ت، تقصیر من نبود که اون خودش
که هوپی لباسو رو لب ا.ت میزاره و. آروم میمکه و بعد چند مین ازش جدا میشه
هوپی ، چاگیا نمیخوای پانسمانمو عوض کنی
ا.ت، اگه ولم کنی حتما
و بعد از عوض کردن پانسمان
ا.ت، خب اینم از این من دیگه میرم
هوپی ، نه دیگه و ا.تو میکشه بغل خودش
ا.ت، هوپی ول کن با عه
نامجون از تو حال
نامجون ، ا.ت هوپی بیاین غذا
ا.ت، اومدیم و بدو رفت پایین
نشستم سر سفره که ته هم اومد بغل من هوپی هم نشست اون ورم من امشب به ف....ک میرم
جین ، ا.ت من برات یه اتاق درست کردم بغل اتاق ته و جیهوپه ...
- ۶.۴k
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط