زیرسایهمرگ

#زیرسایه_مرگ

part:1
روی زمین خم شدم و آروم چاقویی که به خون آغشته شده بود رو برداشتم!
درست مثل هر دفعه قتلشو بی عیب و نقص انجام داده بود.
رو به جیمین کردم و لب زدم:چاقو رو بفرست برسی بشه.

جیمین:باشه فقط...

جونگ‌کوک: فقط چی؟
بهش زل زدم که ادامه داد:
جیمین:یه نامه برات گذاشته بود!

جونگ‌کوک:نامه؟
آروم به سمتش رفتم و نامه رو از دستش گرفتم.
جونگ‌کوک:چی توش نوشته؟

جیمین: وقتی دیدم برای تو نوشته بازش نکردم تا خودت بخونیش.

نامه رو آروم باز کردم کردم و شروع کردم به خوندن نوشته روی کاغذ...
«بهتره دست از تلاش بیخود برداری جئون وگرنه تو رو هم مثل بقیه می‌فرستمت زیر خاک»

پوزخندی زدم و نامه رو روی زمین انداختم.
به همین خیال باش.
اول تو رو میکنم زیر گور بعد خودم میرم.

جونگ‌کوک:برمیگردیم اداره پلیس جسد رو هم به خانوادش تحویل بدید و یه مراسم خوب براش بگیرید.

جیمین:چشم رئیس!

جونگ کوک:و اینکه یادت باشه اینجا چندتا سرباز بذاری مطمئنم امشب دوباره برمیگرده!

از روی زمین بلند شدم و به سمت ماشین رفتم توی همین حین بودم که......

ادامه دارد...............
دیدگاه ها (۰)

#زیرسایه_مرگpart:2از روی زمین بلند شدم و به سمت ماشین رفتم ت...

#زیرسایه_مرگpart:3دستمو لای موهام کشیدم و به هانا که داشت به...

«زیرسایه مرگ»شخصیت های اصلی:جئون جونگ کوک ــ کیم تهیونگ شخصی...

#تکپارتیآروم دستامو دور زانو هام پیچیدم و زل زدم به تلویزیون...

خون آشام من My vampire 🦇 part20جیمین: تو ات : با منی جیمین: ...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط