پارت
پارت3.
ویو ات:
شام رو خوردیم داداشم و مینهو و آجوما نیستن پس می و این یوپ تنهاییم دوروز هم تعطیله فیلمبرداری نداریم این خیلی خوبه
ات:این یوپ؟
این یوپ:بله
ات:داداشم و بقیه تا یه هفته نیستن
این یوپ :چه خوب
ات:آره
ویو این یوپ:
ات خیلی مشروب خورده بود و مست بود براید بغلش کردم گذاشتمش تو ماشین
ویو ات:
خیلی مشروب خورده بودم مست کردم این یوپ منو داشت میبرد خونه تا توی خونه هزیون میگفتم
ات:این یوپ
این یوپ:بله
ات:دوسم داری؟
این یوپ:معلومه دارم چی داری میگی 😂
ات:اگه دوستم داشتی باهام ازدواج میکردییی(گریه)
این یوپ:ات چرا گریه میکنی حالت خوبه همین امروز بهم اعتراف کردیم
تو مستی وایسا برسیم خونه
ات:باشش
فردا
ویو ات:
از خواب پا شدم دیدم لباسم عوض شده روی تخت هستم
این یوپ:اتتت
ات:بلهه
این یوپ :صبحونه حاضره بیا
ات:اومدم
ویو این یوپ:
صبح زود بیدار شدم یه میز صبحونه خوشگل برا ات آماده کردم امیدوارم خوشش بیاد
این یوپ:خوشت اومد؟
ات:آره خیلی خوبه خودت درست کردی
این یوپ:آره
ات:میگم نظرت چیه وقتی بقیه از سفر اومدن یه روز قبل اومدنشون از خونه فرار کنیم
این یوپ:فکر خوبیه اینجوری خودمون دوتاییم فیلم هم دیگه بازی نمیکنیم اونا هم فکر میکنن ما سر فیلمبرداری ایم بهشون میگیم مجبوریم اونجا بخوابیم
ات:آره فکر خیلی خوبیه
یک هفته بعد
ات:خب همه چیو جمع کردی
این یوپ :آره
ات:بریم
ویو این یوپ
حرکت کردیم کل راه رو ات خواب بود انگار یه ساله نخوابیده حتی وقتی رسیدیم وقتی گفتم رسیدیم بلند نشد
این یوپ:ات
اتت
اتت
ات:بله چیهههه
این یوپ:هیچی رسیدیم
ات:اوههه چه خوب
گوشی ات زنگ خورد
ات:اوه دو هوانه
دو هوان:ات
ات:بله
دو هوان :تو و این یوپ کجایید ؟چرا خونه نیستید امروز که تعطیله
ات:آها دیروز که رفتیم سر فیلمبرداری کارگردان گفت وسیله هاتون رو جمع کنید بیاید اینجا بمونید هر روز فیلمبرداری داریم
دو هوان:آها باش مراقب باش
خونه این یوپ هم نری
ات:چرا؟ مگه بیچاره چیکار داره
دو هوان:خواهرمی انتظار داری بزارم بری خونه یکی دیگه
ات:ده ساله داریم باهاش زندگی میکنیم حالا من که نمیرم ولی چرا
دو هوان قطع کرد
مینهو:چی گفت
دو هوان:هیچی برای فیلم برداری باید اونجا بمونن
مینهو:نرفته باشه خونه این یوپ
دو هوان:نه بابا
ویو ات:
شام رو خوردیم داداشم و مینهو و آجوما نیستن پس می و این یوپ تنهاییم دوروز هم تعطیله فیلمبرداری نداریم این خیلی خوبه
ات:این یوپ؟
این یوپ:بله
ات:داداشم و بقیه تا یه هفته نیستن
این یوپ :چه خوب
ات:آره
ویو این یوپ:
ات خیلی مشروب خورده بود و مست بود براید بغلش کردم گذاشتمش تو ماشین
ویو ات:
خیلی مشروب خورده بودم مست کردم این یوپ منو داشت میبرد خونه تا توی خونه هزیون میگفتم
ات:این یوپ
این یوپ:بله
ات:دوسم داری؟
این یوپ:معلومه دارم چی داری میگی 😂
ات:اگه دوستم داشتی باهام ازدواج میکردییی(گریه)
این یوپ:ات چرا گریه میکنی حالت خوبه همین امروز بهم اعتراف کردیم
تو مستی وایسا برسیم خونه
ات:باشش
فردا
ویو ات:
از خواب پا شدم دیدم لباسم عوض شده روی تخت هستم
این یوپ:اتتت
ات:بلهه
این یوپ :صبحونه حاضره بیا
ات:اومدم
ویو این یوپ:
صبح زود بیدار شدم یه میز صبحونه خوشگل برا ات آماده کردم امیدوارم خوشش بیاد
این یوپ:خوشت اومد؟
ات:آره خیلی خوبه خودت درست کردی
این یوپ:آره
ات:میگم نظرت چیه وقتی بقیه از سفر اومدن یه روز قبل اومدنشون از خونه فرار کنیم
این یوپ:فکر خوبیه اینجوری خودمون دوتاییم فیلم هم دیگه بازی نمیکنیم اونا هم فکر میکنن ما سر فیلمبرداری ایم بهشون میگیم مجبوریم اونجا بخوابیم
ات:آره فکر خیلی خوبیه
یک هفته بعد
ات:خب همه چیو جمع کردی
این یوپ :آره
ات:بریم
ویو این یوپ
حرکت کردیم کل راه رو ات خواب بود انگار یه ساله نخوابیده حتی وقتی رسیدیم وقتی گفتم رسیدیم بلند نشد
این یوپ:ات
اتت
اتت
ات:بله چیهههه
این یوپ:هیچی رسیدیم
ات:اوههه چه خوب
گوشی ات زنگ خورد
ات:اوه دو هوانه
دو هوان:ات
ات:بله
دو هوان :تو و این یوپ کجایید ؟چرا خونه نیستید امروز که تعطیله
ات:آها دیروز که رفتیم سر فیلمبرداری کارگردان گفت وسیله هاتون رو جمع کنید بیاید اینجا بمونید هر روز فیلمبرداری داریم
دو هوان:آها باش مراقب باش
خونه این یوپ هم نری
ات:چرا؟ مگه بیچاره چیکار داره
دو هوان:خواهرمی انتظار داری بزارم بری خونه یکی دیگه
ات:ده ساله داریم باهاش زندگی میکنیم حالا من که نمیرم ولی چرا
دو هوان قطع کرد
مینهو:چی گفت
دو هوان:هیچی برای فیلم برداری باید اونجا بمونن
مینهو:نرفته باشه خونه این یوپ
دو هوان:نه بابا
- ۱.۱k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط