{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینکه کسی رفته باشه،

اینکه کسی رفته باشه،
با اینکه تو رفتنش رو باور کنی، دوتا حرف جداست.
من فکر می‌کنم آدمایی که راه می‌رن و
با خودشون حرف می‌زنن،
دقیقا همونایی هستن که رفتنِ کسی رو باور نکردن.
همونایی که صدتا خاطره رو زیر و رو می‌کنن
تا به یه اسم مشخص برسن.
همونایی که برای یادآوری یه خاطره،
کل شهر رو بالا و پایین می‌رن.
همونایی که عصرا،
سر ساعت همیشگی،
می‌رن همون کافه‌ی همیشگی،
می‌شینن پشت همون میز همیشگی و
دو تا از همون «تلخِ همیشگی» سفارش می‌دن.
اما مگه آدم،
چقدر می‌تونه به روی خودش نیاره؟
واقعیت اینه که فراموش کردن،
بیهوده‌ترین کاری بود که توی تمام عمرت می‌خواستی انجام بدی و نشده.
همیشه؛
هزار دلیل برای رفتن هست،
اما موندن،
فقط «یه بهانه» می‌خواد...
سخته یه روز بفهمی،
بهانه‌ی موندنش نبودی!

#پویا_جمشیدی
‌
دیدگاه ها (۱)

@nphotography

عاشقانه های شبنم

چرا 🐖 ؟!بخاطر اینکه این شیاطین ایدئولوژیک هستن !!!و بزارین ی...

پارت: 14 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*زین نگاهم کرد. می‌دونستم ک...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۸ظهر، نامجون جلوی خونه منتظرش بود.وقتی...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

😂❤️بچه‌ها یه چیزی رو جدیِ شوخی بگم...واقعاً ما همدیگه رو نمی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁴ویو: اتچند دقیقه‌ای بود که کنار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط