Part two

Part= 2(two)


Red moon
ماه قرمز

زمان: صبح


ویو تهیونگ

از خواب بلند شدم کار های همیشگی رو کردم و بعد صبحانه رفتم یکم داخل باغ قدم بزنم بعد از اینکه رسیدم حدود ۲ دقیقه بعد که به یک گل رز خوشگل نگاه می کردم صدای کسی رو شنیدم که داره سمتم یا عجله میاد
روم رو کردم سمتش ههه درست حدس میزدم ملکه مادر لابد برای بانو رورا اومده
ملکه مادر اومد رو به روم وایستاد و یه تعظیم کوتاه کرد منم واکنشی نشون ندادم و بهشون نگاه کردم که شروع به صحبت کردن کرد
( علامت ها تهیونگ - ملکه مادر/)

/ عالی جناب

- بله ( با لحن سرد)

/ این چه کاری بود که کردین

- چه کاری

/ عالی جناب چرا بانو رورا رو به زندان انداختین شما نباید این کار رو می کردین

- اولن اینکه بانو رو به زندان انداختم به خودم ربط داره نه به کسه دیگه ای دوم کسی برای من باید و نباید تعیین نمی کنه ( خشن)

/ اما عالی..

- ملکه مادر رو به اقامتگاه هشون راهنمایی کنید

/ عالی جناب

- حرف نباشه

( ملکه مادر رفت و تهیونگ دوباره به همون گل رز زیبا نگاه کرد و لبخند محوی به روی لب هایش نشست)

- کاش می تونستم ببینمت

& سرورم؟

- بله ( لبخند از رو لب هایش محو میشه و دوبار حالت خشک و سرد به خودش میگیره)

& شما...شما....شما لبخند زدین؟!

- من نه اصلا هم نه😳

& بله😊😊

- بریم
دیدگاه ها (۰)

فیک ماه قرمز رو ادامه بدم یا نه

Part=1(one)Red moon ماه قرمز زمان:شبویو تهیونگداخل اقامتگاه...

ماه قرمز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط