{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«INFECTED LOVE»

P4: INFECTED LOVE
لوسیفر افسرده تر از همیشه داخل اتاقش روی تخت گرم و نرمش دراز کشیده بود و سرش رو داخل بالشت فرو میبرد و میخواست بزنه زیر گریه ولی مگه الستور با مزاحمت هاش میذاشت؟ الستور داخل اتاق لوسیفر ظاهر میشود(اسپانر قدر) و با صدای خش دار و رادیوییش روی مخ لوسیفر رژه میرفت." خب خب خب اولیا حضرت مثل اینکه زیاد حال خوشی ندارند" و لوسیفر با صدای گرفته و بغض دار گفت: " برو گمشو واقعا حالم بده" الستور ادامه داد:" نه، باید روتین اذیت کردنت رو انجام بدم بعد از حضور شما مرخص میشم" و لوسیفر با صدای خسته تر از قبلی گفت:" هرکار میخوای بکن من الان اونقدر حالم بده که نمیتونم حرکت کنم" الستور از اینکه لوسیفر رو آسیب دیده و شکسته تماشا میکرد لذت میبرد و نمیخواست این منظره رو از دست بده پس یه صندلی از گوشه اتاق برداشت و روبه روی تخت لوسیفر گذاشت و نشست. لوسیفر با صدای بشدت خسته و ناله کنان گفت:" عااااا.....چرا امروز از بقیه روز ها حالم بدتره؟" و الستور در جواب گفت:" از نظر خودتون مشکل از کجا میتونه باشه اولیا حضرت؟" لوسیفر کمی فکر کرد و سرش رو از رو بالشت بلند کرد و به الستور نگاه کرد." نمیدونم...زنم ولم کرده، دخترم سرش بیشتر از بقیه روز ها شلوغه، نمیتونم کمکی کنم انگار که کلا از اول موندنم اشتباه بود" بین حرفاش قطره های اشک از چشماش میاد و دوباره ادامه میده:" بخاطر خیلی از رویاهام باعث شدم فرشته ها ی دیگه منو یه خطر برای زمین ببینن، یه اشتباهی کردم و طرد شدم، جهنم هر روزش برام زهر مار تر میشه، دیگه حس نمیکنم کسی بخواد منو ببینه دارم هر روز بیشتر از خودم متنفر تر میشم و میخوام از جهان و هرجای دیگه ای محو شم" و بغضی که به زور نگه داشته بود تبدیل به یه آبشار از اشک ها ناله های دردناک و ناراحتی شد و الستور که تا چند لحظه قبل فکر نمیکرد این پادشاه بتونه مثل یه بچۀ شکسته شده و تنها گریه کنه و درد بکشه با تعجب زل زد.
دیدگاه ها (۰)

« THE LIFE OF A WILD RABBIT »

ادامه پارتی که دادم:

«INFECTED LOVE»

«INFECTED LOVE»

الستور همراه لوسیفر از شرکت خارج شدن و،به سمت خونه ال حرکت ک...

آنچه در پارت 7 و 8 خواهید خواند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط