{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوق دیدارش برایم آرزو نگذاشته است

شوق دیدارش برایم آرزو نگذاشته است
رنگ رخسارم برایم آبرو نگذاشته است
آنقدر در خلوتم با یاد او  باریده ام
دیدگانم جای حرف و گفت و گو نگذاشته است
دوختم لب را به هم بی شکوه باشد تا ابد
پاره پاره قلب من جای رفو نگذاشته ست!
پشت پاهایش ببین، آنقدر رفتم گم شدم
خستگی نایی برای جست و جو نگذاشته است
هر صدایی مثل او! بند دلم را می درید!
اشکهایم ، هیچ بغضی در گلو نگذاشته است
دیدگاه ها (۳)

شوق دیدارش برایم آرزو نگذاشته است رنگ رخسارم برایم آبرو نگذا...

عاشقانه

شوق دیدارش برایم آرزو نگذاشته است رنگ رخسارم برایم آبرو نگذا...

شوق دیدارش برایم آرزو نگذاشته است رنگ رخسارم برایم آبرو نگذا...

شانس من تو زندگی :))🥴🥴😕😕😂😂

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط