{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مانده ای در قاب ذهنم مثل نقشی از سراب

مانده ای در قاب ذهنم مثل نقشی از سراب
از تمام این جهان سهمم فقط رنج و عذاب
رفتی و جامانده از تو بغض صدها خاطره
من چه دارم غیر عکس و گریه و حال خراب
در خیالات دلم ؛ شمع تو خاموش شده
هر چه اینجاست به جز مرگ فراموش شده..
دیدگاه ها (۷)

بذر احساس من جوانه نزد خاک قلبت ثمر نمی آرد شوق دستان عاشقم ...

رفتی رها نکرده دگر چشم تر مرااز خود گذاشتی پس از آن بی خ...

مهـر و آبـان و آذردختر پاییزِ لچک به سرلچکت را ...

بر تمام خاطراتم رنگ آذر می زنمزرد را در سرخ و نا...

#بفرست_براش بگو...جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟تو ...

آزادترین تقدیر

مجنونpart¹⁴:«ا.ت ویو»تهیونگ:ا.ت؟ا.ت:«زبونم بند اومده بود ای....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط