{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.43

سه روز گذشته بود. استودیو هنوز بوی دود می‌داد و سقف نصفه‌نیمه‌اش با نایلون پوشونده شده بود. ا.ت با موهای بسته و یه سویشرت بزرگ، رو به آینه نشسته بود و برس‌هاش رو تمیز می‌کرد. سکوت عجیبی بود، فقط صدای نفسش شنیده می‌شد.

در باز شد. جونگ‌کوک وارد شد، با یه باند کوچیک روی ساعدش و نگاه جدی ولی آروم. 
-قرار بود استراحت کنی.

ا.ت بدون اینکه نگاهش کنه گفت: 
بیکار بشینم که چی؟ کارام نصفه‌ست.(آره دیگه جونگ کوک هست)

جونگ‌کوک چند قدم جلو رفت، نشست روی صندلی روبه‌روش، تکیه داد. 
-کارا هنوز سر جاشن. اما تو نه.

ا.ت ابرو بالا انداخت، لبخند نصفه‌ای زد. 
+نگران منی؟(نه عزیزم نگران عمه های افریطه منه)

جونگ‌کوک یه لحظه سکوت کرد. بعد لبخندی کج زد. 
-نه. فقط نمی‌خوام دوباره مجبور شم از پنجره بپرم.

ا.ت خندید، یه خنده کوتاه و خسته. 
+نیمه‌وقت قهرمان شدی، جونگ‌کوک؟(عاشقته بد بخت نفهم)

اون جوری نگاهش کرد که باعث شد خنده‌اش محو شه. 
-نه. فقط... وقتی دیدمت افتاده روی زمین، حس کردم نمی‌تونم ازت بگذرم.

سکوت چند ثانیه‌ای بینشون افتاد. ا.ت نگاش رو پایین انداخت، انگشتش داشت بی‌اختیار یکی از برس‌ها رو می‌چرخوند.

جونگ‌کوک ادامه داد: 
-می‌دونی… از اون شب یه چیز عجیب تو ذهنمه… وقتی از پنجره پریدیم، یه لحظه حس کردم دیگه از هیچی نمی‌ترسم.

ا.ت آروم بهش نگاه کرد. 
+شاید چون فقط اون لحظه به کسی فکر کردی… نه به خودت.

جونگ‌کوک لبخند زد. 
-آره. دقیقاً همون.

همین‌طور که می‌خواست چیزی بگه، تلفن ا.ت زنگ خورد. یه تماس ناشناس. جواب داد، ولی فقط چند ثانیه بعد رنگش پرید.

جونگ‌کوک متوجه شد. 
-چی شده؟

ا.ت بهش نگاه کرد. 
+یه گزارش… می‌گن آتیش‌سوزی عمدی بوده.

اتاق یخ زد. فقط صدای نفس‌های آهسته‌شون شنیده می‌شد. 
جونگ‌کوک با چشمای تنگ‌شده پرسید: 
عمدی؟ یعنی یکی خواسته…؟

ا.ت سرش رو پایین انداخت. 
+نمیدونم… ولی اگه درست باشه، ما هدف بودیم.

نگاه‌هاشون توی آینه به هم قفل شد. 
هیجان اون شب هنوز تموم نشده بود — تازه شروع شده بود.............
ادامه دارد........
آخ آخ خماری بد دردیه
چرا کامنت های اون پست هایی که شرط نزاشتم صفره؟
دیدگاه ها (۱۷۶)

my exp.44ا.ت هنوز گوشی توی دستش بود، ولی انگار وزنش چند براب...

لکسا داداش زنده ای خواهرم؟انگشتات و اینا سرجاشن؟انقدر کامنت ...

۳۸۶ تایی مون مبارکهههههه🥳🥳🥳هوراااااااااکم مونده ۴۰۰ تایی بشی...

بچه ها امتحان ریاضی دارم فردا امروز فقط ۲ یا ۳ پارت میتونم آ...

پارت ۶🖤❤️خوناشام خشن من❤️🖤 ا/ت: اصلاً ریدم دهنت جونگ کوکاجون...

"سرنوشت"فصل ۲ p,37...جیهوپ : ت..تو چیکار کردییی؟؟..جونگ سو :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط