{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفس روی نفس

نفس روی نفس
حبس
اه ِچندین گلو
از نای من و تو
بیرون ریخت
زاده ی پاییز نبودیم
ولی خش خش برگ
لالایی زمستان مان بود که
خمیده
بر هر سوی نغمه ی پیریِ مان
دیدگاه ها (۱)

مقصدت دیدن من بودولی در راهت...آنقدر بود شبیهم ،که مرا یادت ...

باید جای من باشید...تا بفهمید "چشمهایش"،برای یک عمر دیوانگی ...

مهربانی می بارد از نگاهتچشمانت را در کدام اقیانوس محبتبارور ...

آرزو دارم امروز خبری که دوست داری بدستت برسدنامه ای، پیغامی ...

طبیعت

Rofile of the wolf...10

_____پارت⁹ نفرین کوچولو_____پدرم برگشته بود و روی مبلی نشسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط