{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیر رسید سر امتحان همش یه ربع وقت داشت

دیر رسید سر امتحان، همش یه ربع وقت داشت
نفس‌نفس میزد؛
با کلی استرس نشست، در گوشش گفتم با خیال راحت بنویس من تا زمانیکه بلد باشی و بنویسی برگه رو نمیگیرم
(بچه‌ها امانت خانواده ها دست ما هستند)


دیدگاه ها (۰)

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۸۶. درمونده گفت: حقت بود مال ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ²⁹..چند دقیقه دیگه هم گذشت و وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط