{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد

شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد ؟
گره ات کور شود غم به روانت برسد ؟

که روی دیدن ِ او تا که کمی شاد شوی
بروی در بغلش تا که تو آباد شوی

که بگوید که تو تعریف ِ همان عشق ِ منی
بروی یا نروی هر چه شود جان ِ منی

گره ات باز کُنَد تا که تو بینا بشوی
که غمت باز شود تا که تو معنا بشوی

شده اما تو نبودی شده اما که چه دیر
گره ای کور شدم تا که شدی یک دل ِ پیر

: « همه در خواب ولی عشق ِ تو بیدار بِماند
همه پل های دلم بی تو چو دیوار بِماند

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی
همه عاشق شدنم رفت تو منظور ِ منی

که تو رفتی و دلم بی تو همان سنگ شدُ
همه این عشق رَوَد تا که دلم جنگ شدُ

نکند بد بشود آخر ِ این قِصه ی بد
نکند تلخ شود آخر ِ این غُصه ی بد
دیدگاه ها (۱)

بعضی شَب ها ؛آدم دلش می خواهَد افکارِ لعنتی اش را یک جوری بپ...

باید به آغوشعکس هایت پناه برداز شر شب هایمطلقاً بی تو  ...!ب...

پنج‌شنبه است و عطرِ خواستنت دوباره گیج می‌ڪند ثانیه‌هاے بی‌ق...

زبانِ حالِ دلم راکسی  نمی فهمد...♥

عشق یعنی ڪه یڪی، ڪل جهانت باشداز ازل تا به ابد، وردِ زبانت  ...

در سرم نیست دگر غیر تو رویای کسیقبلا هرگز نشدم این همه شیدای...

چه کنم با دل خود ؛ با تو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از تو بخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط