{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عاشق تو شدم؛

من عاشق تو شدم؛
بی‌آن‌که بدانی، بی‌آن‌که حتی سایه‌ات لحظه‌ای روی شانه‌ام مکث کند.

عشق من به تو شبیه بارانی بود که بر کویر ببارد؛
باران، جان می‌کند برای رویاندن،
و کویر، فقط سکوت می‌کند.

هر بار نامت را در ذهنم صدا زدم،
صدا مثل پرنده‌ای زخمی به سینه‌ام برگشت.
تو اما در افقِ بی‌اعتنایی‌ات ایستاده بودی،
زیبا، دور، دست‌نیافتنی؛
مثل ماهی که هر شب پنجره‌ام را روشن می‌کند
و هرگز پایین نمی‌آید.

من برای لبخندت شعر نوشتم،
برای نگاهت دعا خواندم،
برای بودنت هزار بهانه تراشیدم؛
و تو، ساده و بی‌خبر،
از کنار تمام این معجزه‌های خاموش گذشتی.

می‌گفتی دنیا کوچک است،
اما فاصله‌ی میان دلِ من و دلِ تو
از تمام کهکشان‌ها بزرگ‌تر بود.
من در آغوشِ خیالت پیر شدم
و تو حتی یک‌بار هم
در ازدحامِ روزهایت
جای خالی مرا حس نکردی.

عشقِ یک‌طرفه
شبیه شمعی‌ست که خودش را می‌سوزاند
تا دیوارِ سرد را روشن کند؛
دیوار اما
گرم نمی‌شود.

من دوستت داشتم
آن‌قدر که نبودنت
از بودنت پررنگ‌تر شد.

و دردناک‌تر از همه این‌که
هنوز هم دوستت دارم.
#لونا
دیدگاه ها (۰)

#لونا

#لونا

بخونیدشبه نامت ای عشقِ ازلی، ای سرآغازِ هستی‌ام!ای عزیز کرده...

#لونا

باز یادت در دلم امشب قیامت می کندبی تو دلتنگی مرا هرلحظه غار...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ کوک  : سلام جوجه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط