{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خودم هم نمیفهمم چرا پارت میزارم

خودم هم نمی‌فهمم چرا پارت میزارم
راستی کیا بیلینک هستن ؟



چند نفر میان هوشیزاوا رو جم میکنن و میبرن ا/ت هم میبرن تو عمارت و همه رو مبل در سکوت میشینن

ا/ت : ..........ببخشید......مایکی .......

و همه نگاهشون سمت ا/ت میره که سرش رو انداخته پایین

مایکی : چرا ؟

ا/ت : .............

مایکی کمی به جلو خم میشه : یا جواب میدی یا باید به عواقبش فکر کنی

و همه مایکی رو با تعجب نگاه میکنن

ا/ت : .....چون.......چون به سورا .....( صداش کمی میلرزه) به سورا حسودیم میشه ........

مایکی : میدونی که این جواب درستی نمیشه

ریندو که فقط به ا/ت نگاه می‌کرد یه ثانیه با نگاه ترسناکی به مایکی نگاه کرد ( فقط یک ثانیه ها)ولی مایکی متوجه شد

مایکی : .....و با این کارات ....کسایی که دوستشون داری هم تو دردسر میندازی ( اشاره به ریندو )

ریندو تیک عصبی

مایکی : پس درست بگو چیشده

ا/ت نفس عمیق: باشه ......به سورا حسودیم میشه چون انقدر ......(تا اینجای حرف هاش رو سریع میزنه ولی دوباره صداش میلرزه )

ا/ت : چون .....با..باباش انقدر بهش اهمیت میده .....ولی ......هق ....ولی .....
( وقتی صدای اولین هق ا/ت میاد همه سر جاشون میخکوب میشن )

ا/ت : ولی ..هق..بابای ...هق...من ....

مایکی : کافیه

ا/ت سعی میکنه اشک هاش رو پاک کنه با دستش

ران که کنار ا/ت نشسته بود برای عوض کردن جو میگه
ران : هعی دختر تو که سر این چیزا گریه نمی‌کردی ( و یه لبخند استرسی )

ا/ت : هق ....نه ......هق

و بعد همه به ریندو نگاه میکنن ( بدبخت 🤣) ریندو هم یه قیافه به من چه میگیره

ا/ت : گ...گومن....هق ...هق

مایکی بلند شد و رفت تا از پله ها رفت بالا همه رفتن سمت ا/ت

کوکو : خب...ام ....باورم نمیشه اینو میگم ولی میخوای ......کا...ک...کارتم ....رو بدم بری خرید ؟

سانزو : با یه قرص حالت خوب میشه

کاکوچو : آب میخوای ؟

ران : اشکالی نداره باشه ....ام ببین ما تو دل داری دادن خوب نیستیم خب....پس دیگه گریه نکن باشه ؟

ا/ت خنده خیلی کوچیکی میکنه ولی هنوز اشک می‌ریخت( شبیه فیلم هندی شد ؟🤣)

ریندو هم سمت ا/ت میاد و اوفی میکشه خیلی جنتلمنانه چونه ریندو رو با انگشت اشارش بالا میاره و کمی خم میشه ( منم میخوام -_-) و با یه نگاه دختر کش تو چشماش ا/ت نگاه میکنه

ریندو : هیمه _ سان .....نباید چشمات رو سر یه چیز کوچیک خراب کنی !




دستممممممم
ببینین چقدر من مهربونم تعریف از خود نیستا فقط برای یاد آوری گفتم 🤣🤣
دیدگاه ها (۵)

کرم دارم تو دوتا پارت جدا گذاشتم _دیدار غیر منتظره _ا/ت با ح...

بچه هاااا الان فکر کردم خب سرچ کنم دیدار غیر منتظره میاره یا...

وای رفته بودیم دریا این اسکل رو دیدیم 😂🤏🏻

نمیدونم چم شده دارم پارت میدم عجیبیبببببهوشیوازا ( همین بود ...

خب عزیزانم امروز روز شانستون بود ۳ تا پارت دادمممممم به قرآن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط