انتقام خونین
انتقام خونین
پارت۲۴
یهو.....
یهو دکتر اومدعلامت دکتر &
&یک خبر خوب دارم عمل خیلی موفقیت آمیز بوده و خانم دیگه نیاز به عمل وجراحی نداره و این آخرین عملشه ولی باید مراقبش باشید
@این خبر خیلی خوبیه
یک ساعت گذشته بود از عمل رومینا بهش بیهوشی زده بودن برای همین بیهوش بود داشتم میرفتم آب بخورم که دیدم دستش تکون خورد وبهوش اومد
@بهوش اومدی این چند تاست
رومینا:چهارتا
@خوبه! جاییت درد نمی کنه؟؟خوبی؟؟چیزی می خوای؟؟؟گشنته؟؟؟تشنته؟؟؟
رومینا:آروم چیزی نمی خوام
@راستی دکتر گفت که دیگه عمل نمی خواد فقط این آخرین عملته
رومینا:اوه چه خوب....منو ببر خونه می خوام خرید عروسی باهاشون برم خرید خودمم لباس بخرم
@ولی ....باشه
(فلش بک خونه)
نازنین:سلام...چرا الان اومدی خونه هومممممممم
رومینا:عمل خیلی خوب بوده دیگه نیاز به عمل ندارم
یونگی:جدی عشقممم
رومینا:من اومدم که برم خرید لباس
نازنین:اه توهم میای خیلی خوبه پس .....سریع باشید بریم
فلش بک به موزون لباس عروس فروشی
نازنین:این چطوره؟؟؟
رومینا:نه ایششش این چیه
نازنین:این چطوره
کوک:اه خوبه همینو میگیریم
رومینا:عالی شدی
نازنین:مرسی
(فلش بک لباس برای کوک)
کوک:این خوبه
نازنین:اره این خوبه ....حالا بعدی روبپوش
کوک:این چطوره
رومینا:اییی
نازنین:اولی بهتره اونو برمیداریم
رومینا:منم می خوام لباس بخرم میآید ؟؟
نازنین:اره
رومینا:(گریه)
کوک:چرا گریه می کنی؟؟؟
رومینا:دوست......هق......م داره م...هق......یره خونه بخ.....هقققق......ت گریه نک....هههههق.......نم(گریه شدید)
نازنین:باشه گریه نکن(بغلش کرد) حالا خونه همدیگه میریم
رومینا:باشه(گریس تموم شد)
(فلش بک به مغازه ی لباس مجلسی فروشی)
(بقیه هم رفتن به پاساژ دیگه خرید)
رومینا:نازنین
نازنین:هوم
رومینا:کدوم و بگیرم
نازنین:باید بپوشی
رومینا:نه نمی پوشم کدوم روبگیرم
نازنین:هردوتاش
رومینا:باش.....من برم یه گردنبند بخرم شما هم برید حلقه بخرید
کوک:باشه
نازنین:خدافظ
رومینا:خونه می بینمت باییی
رومینا رفت توی مغازه
رومینا:خانوم این هارو برام بسته بندی کنید
خانوم:چشم حتما......بفرمایید مبارکتون باشه
رومینا:مرسی🌹
پارت۲۴
یهو.....
یهو دکتر اومدعلامت دکتر &
&یک خبر خوب دارم عمل خیلی موفقیت آمیز بوده و خانم دیگه نیاز به عمل وجراحی نداره و این آخرین عملشه ولی باید مراقبش باشید
@این خبر خیلی خوبیه
یک ساعت گذشته بود از عمل رومینا بهش بیهوشی زده بودن برای همین بیهوش بود داشتم میرفتم آب بخورم که دیدم دستش تکون خورد وبهوش اومد
@بهوش اومدی این چند تاست
رومینا:چهارتا
@خوبه! جاییت درد نمی کنه؟؟خوبی؟؟چیزی می خوای؟؟؟گشنته؟؟؟تشنته؟؟؟
رومینا:آروم چیزی نمی خوام
@راستی دکتر گفت که دیگه عمل نمی خواد فقط این آخرین عملته
رومینا:اوه چه خوب....منو ببر خونه می خوام خرید عروسی باهاشون برم خرید خودمم لباس بخرم
@ولی ....باشه
(فلش بک خونه)
نازنین:سلام...چرا الان اومدی خونه هومممممممم
رومینا:عمل خیلی خوب بوده دیگه نیاز به عمل ندارم
یونگی:جدی عشقممم
رومینا:من اومدم که برم خرید لباس
نازنین:اه توهم میای خیلی خوبه پس .....سریع باشید بریم
فلش بک به موزون لباس عروس فروشی
نازنین:این چطوره؟؟؟
رومینا:نه ایششش این چیه
نازنین:این چطوره
کوک:اه خوبه همینو میگیریم
رومینا:عالی شدی
نازنین:مرسی
(فلش بک لباس برای کوک)
کوک:این خوبه
نازنین:اره این خوبه ....حالا بعدی روبپوش
کوک:این چطوره
رومینا:اییی
نازنین:اولی بهتره اونو برمیداریم
رومینا:منم می خوام لباس بخرم میآید ؟؟
نازنین:اره
رومینا:(گریه)
کوک:چرا گریه می کنی؟؟؟
رومینا:دوست......هق......م داره م...هق......یره خونه بخ.....هقققق......ت گریه نک....هههههق.......نم(گریه شدید)
نازنین:باشه گریه نکن(بغلش کرد) حالا خونه همدیگه میریم
رومینا:باشه(گریس تموم شد)
(فلش بک به مغازه ی لباس مجلسی فروشی)
(بقیه هم رفتن به پاساژ دیگه خرید)
رومینا:نازنین
نازنین:هوم
رومینا:کدوم و بگیرم
نازنین:باید بپوشی
رومینا:نه نمی پوشم کدوم روبگیرم
نازنین:هردوتاش
رومینا:باش.....من برم یه گردنبند بخرم شما هم برید حلقه بخرید
کوک:باشه
نازنین:خدافظ
رومینا:خونه می بینمت باییی
رومینا رفت توی مغازه
رومینا:خانوم این هارو برام بسته بندی کنید
خانوم:چشم حتما......بفرمایید مبارکتون باشه
رومینا:مرسی🌹
- ۴۱
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط