در آینه ام روی کسی هست که نیست
در آینه ام روی کسی هست که نیست
بر بالش غم موی کسی هست که نیست
در سینه دلی هست دمادم به دعا
بیچاره دعا گوی کسی هست که نیست
از دیده چه گویم که به در مانده هنوز
کم سو شده ی سوی کسی هست که نیست
از بسکه به آغوش کشیدم خود را
بر پیرهنم بوی کسی هست که نیست
از قامت مردانه چه گویم؟که ز غم
مانند به ابروی کسی هست که نیست
بی خوابم و آرام ندارم، که سرم
در حسرت بازوی کسی هست که نیست
بر بالش غم موی کسی هست که نیست
در سینه دلی هست دمادم به دعا
بیچاره دعا گوی کسی هست که نیست
از دیده چه گویم که به در مانده هنوز
کم سو شده ی سوی کسی هست که نیست
از بسکه به آغوش کشیدم خود را
بر پیرهنم بوی کسی هست که نیست
از قامت مردانه چه گویم؟که ز غم
مانند به ابروی کسی هست که نیست
بی خوابم و آرام ندارم، که سرم
در حسرت بازوی کسی هست که نیست
- ۳۵۹
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط