اینجا همان جایی ز دنیای محال است
اینجا همان جایی ز دنیای محال است
جایی که صد پاسخ برای یک سوال است
از پخش اشکِ آسمان، در پشت شیشه
فهمیده ام اندوه این دل بی مثال است
فهمیده ای ، شاید سکوتم گفته باشد...
فکر جدا ماندن ز تو، عینِ زوال است
با تو چه نسبت دارد این حال دل من ؟
هر جا که تنها رفته باشم ضد حال است!
دریا خیال اوج را بر موج بخشید
دردا که ویرانی جواب این خیال است
زاینده ی عشقی و با من نیستی باز
دنیا چرا بی عشق دنبال کمال است ؟!
من خوانده ام امشب حدیث سوگ؛ آری
قوم ام سفر کرده، برایم لحظه سال است
جایی که صد پاسخ برای یک سوال است
از پخش اشکِ آسمان، در پشت شیشه
فهمیده ام اندوه این دل بی مثال است
فهمیده ای ، شاید سکوتم گفته باشد...
فکر جدا ماندن ز تو، عینِ زوال است
با تو چه نسبت دارد این حال دل من ؟
هر جا که تنها رفته باشم ضد حال است!
دریا خیال اوج را بر موج بخشید
دردا که ویرانی جواب این خیال است
زاینده ی عشقی و با من نیستی باز
دنیا چرا بی عشق دنبال کمال است ؟!
من خوانده ام امشب حدیث سوگ؛ آری
قوم ام سفر کرده، برایم لحظه سال است
- ۸۸۶
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط