به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟
به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟
که با چشمان پر اشکم، تو را بدرود می گفتم!
فراموشی گرفتم تا تو را در دل بمیرانم
دلیلش چیست دل سنگم؟ دلیلش را نمیدانم
به جای تو به این دیوار، گاهی تکیه میکردم
و گاهی اشک،گاهی خون، برایت گریه میکردم
به چشمانت قسم خوردم که چشم از عشق بردارم
ولی دست از خیالاتم که هرگز بر نمی دارم
تو آیا مثل من هرشب به مرگت فکر میکردی؟
به زیر لب، تو نامم را به سختی ذکر می کردی؟
من از جام غزل لبریز و از مستی دگر سیرم
کمی هم شوکرانم باش، تا اینگونه می میرم
که با چشمان پر اشکم، تو را بدرود می گفتم!
فراموشی گرفتم تا تو را در دل بمیرانم
دلیلش چیست دل سنگم؟ دلیلش را نمیدانم
به جای تو به این دیوار، گاهی تکیه میکردم
و گاهی اشک،گاهی خون، برایت گریه میکردم
به چشمانت قسم خوردم که چشم از عشق بردارم
ولی دست از خیالاتم که هرگز بر نمی دارم
تو آیا مثل من هرشب به مرگت فکر میکردی؟
به زیر لب، تو نامم را به سختی ذکر می کردی؟
من از جام غزل لبریز و از مستی دگر سیرم
کمی هم شوکرانم باش، تا اینگونه می میرم
- ۱.۴k
- ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط