{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟

به یادت هست آن روزی که از یاد تو می رفتم؟
که با چشمان پر اشکم، تو را بدرود می گفتم!
فراموشی گرفتم تا تو را در دل بمیرانم
دلیلش چیست دل سنگم؟ دلیلش را نمیدانم
به جای تو به این دیوار، گاهی تکیه میکردم
و گاهی اشک،گاهی خون، برایت گریه میکردم
به چشمانت قسم خوردم که چشم از عشق بردارم
ولی دست از خیالاتم که هرگز بر نمی دارم
تو آیا مثل من هرشب به مرگت فکر میکردی؟
به زیر لب، تو نامم را به سختی ذکر می کردی؟
من از جام غزل لبریز و از مستی دگر سیرم
کمی هم شوکرانم باش، تا اینگونه می میرم
دیدگاه ها (۲۴)

تو را به خواب دیدمت که می گرفتنم ز توتمام من ترانه شد، تمام ...

سمت من هرگز نیایی حالم اصلا خوب نیستهیچ کس مانند من قلبش پر ...

یادت هست فقط خاطره هاست که چهشیرین چه تلخدست ناخورده به جامی...

اینجا همان جایی ز دنیای محال استجایی که صد پاسخ برای یک سوال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط