ای کاش که دست تو پذیرش نبود

ای کاش که دستِ تو پذیرش نبود
نوازش نبود و بخشش نبود
که این همه پیروزیِ حسرت است،
بازآمدنِ همه بینایی‌هاست
به هنگامی که آفتاب
سفر را جاودانه بار بسته است
و دیری نخواهد گذشت
که چشم‌اندازِ خاطره‌یی خواهد شد
و حسرتی و دریغی.♥️
- احمد شاملو
دیدگاه ها (۰)

من به هیأتِ « ما » زاده شدمبه هیأتِ پُر شکوهِ انسانتا در بها...

چيزي وسيع و تيره و انبوهچيزي مشوش چون صدای دوردست روزبر مردم...

درد و دل پاییز با برگ هایش:پسر را دیدی که چگونه دختر را در آ...

احتیاج نیست برایِ کسی که نمیفهمه، توضیح بدی چه کارایی براش ک...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_286_چرا گریه میکنی دخت...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_290به اینجا که رسید صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط