ایکاش در مراتب کفرم ثبات بود

ایکاش در مراتبِ کُفرم ثبات بود..‌.
من خسته‌ام ازین "منِ" دیندارِ پاره‌وقت!!..
.
گاهی خلیفه‌ایم و زمانی خلافکار،..
بر دوشِ ما چه می‌کند این بارِ پاره‌وقت!
دیدگاه ها (۵)

از بس که زندگی ام مُجرمانه بود..با " میم _ج" اسم مرا حک نمود...

شب و تنهایی و دلتنگی و درد... چگونه بی تو باید زندگی کرد؟.😔...

مانده است از آن همه دلبستگی...خانه و فنجان چای و خستگی...

بیچارگی یعنی همین، روزی بفهمیم....در دفتر چشم انتظاران نام م...

همه مان...جای خالی کسی را احساس می کنیم که فقط می دانیم باید...

پل اعتمادیه سبد خوراکی همیشه در آشپرخونه اداره وجود داشت. اگ...

نه بدهکار و نه بودیم طلبکار کسیبخت آن خوش که نشد باعث آزار ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط