{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو


اونا می خوان با ما ازدواج کنن ولی هم خانواده ما وخانواده اونا قبول نمیکنن


نامجون :بزور فرار میکنید





جین :اون باید برا من باشه





شوگا :فرار کردین






جیهوپ:بغض میکنه میگه بلاخره بهم میرسیم





جیمین:کسی حق نداره بتون زور بگه




تهیونگ :ات دوتا بچه داره




کوک:به خونوادش میگه خودمون تصمیم میگیریم
دیدگاه ها (۰)

#سناریووقتی همیشه موهامونو میبستیم و یه روز وسط دنس موهامون ...

#سناریووقتی پات شکستهلیسا:برات سوپ درس میکنهرزی:بغلت میکنهجن...

#سناریووقتی قهری و میزنیشوننامجون:چرا میزنییی آخهجین:صورت هن...

#سناریو وقتی داری اب میخوری میترسوننت و اب لیوانو میریزی روش...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت اول: معرفی کامل داستان و شخصیت‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط