{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو



وقتی همیشه موهامونو میبستیم و یه روز وسط دنس موهامون باز میشه و خیلی بلنده:)



نامجون:عرررر ات موهات چه خوشگلههه



جین: وایییی ات موهات خیلی بلنده ولی مث من قشنگ نیس
ات: 😐



شوگا:چشاش برق میزنه و محوت شده



جیهوپ:وای ات چرا موهای خوشگلتو همیشه میبستی



جیمین:دهنش وا مونده و میگه خیلی بدی چرا موهای بلندتو نشون نمیدادی



تهیونگ: افق کجاست محو بشم ات میشه موهاتو من شونه کنم



کوک:ات چه خوشگلن چرا باز نمیذاشتی میشه موهاتو ناز کنم
(بچه ها خودتون میدونید که امتحانای میان ترم شروع شده و نمیتونم ادامه رمان رو هنوز بنویسم ولی پنج شنبه یا جمعه سعی میکنم پست کنم پارت های بعدی رو )
دیدگاه ها (۰)

#سناریووقتی پات شکستهلیسا:برات سوپ درس میکنهرزی:بغلت میکنهجن...

#سناریووقتی اولین اهنگ سولوت منتشر شدهلیسا:آفرین بهت افتخار ...

#سناریو اونا می خوان با ما ازدواج کنن ولی هم خانواده ما وخا...

#سناریووقتی قهری و میزنیشوننامجون:چرا میزنییی آخهجین:صورت هن...

سناریو:وقتی پدرتن و موهات فره و...اصل سناریو اینه:وقتی پدرتن...

تازه یک ماه میشد که عضو نهم بودی همه ی پسرا دوست داشتن ولی ل...

مردی در ساحل...[پارت پنجم]روز بعد...از صبح، آسمان ابری بود.ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط