{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
ماهی به آب گفتا من عاشق تو هستم ..
از لذت حضورت می را نخورده مستم
آیا تو میپذیری عشق خدائیم را ؟..
تا این که بر نتابی دیگر جدائیم را؟.. آب روان به ماهی گفتا که باشد اما ..
لطفا بده مجالی تا صبح روز فردا .. ماهی قبول کرد و آب روان گذر کرد ..
تنها برای یک شب از پیش او سفر کرد .. وقتی که آمدش باز تا این که گوید آری ..
یک حجله دید و عکسی بر آن به یادگاری .. نالید و یادش افتاد از ماهی آن صدایی ..
وقتی که گفت با عشق می میرم از جدایی.. ای کاشک آب می ماند آن شب کنار ماهی..
ماهی دلش نمی مرد از درد بی وفایی.. اری منو شما هم مانند آب و ماهی..
یک لحظه غفلت از هم یعنی همین جدایی.
دیدگاه ها (۱)

.یارم چو قدح به دست گیردبازار بتان شکست گیردهر کس که بدید چش...

.آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ...

یار باشد، ماه باشد ، آسمان مهتاب باشددر دل شوریده ی من ،شعر ...

گل شوی در باغ عشقم باغبانت می شوم در کویر داغ و سوزان سایبان...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 117✦...................

P : 31

ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..از لذت حضورت ، می را نخور...

ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..از لذت حضورت ، می را نخور...

ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..از لذت حضورت ، می را نخور...

ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..از لذت حضورت ، می را نخور...

.ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستم.. از لذت حضورت ، می را نخ...

ماهی به آب گفتا ، من عاشق تو هستماز لذت حضورت ، می را نخورده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط