چند قورباغه از گودالی عبور میکرند که ناگهان دوتا از آنها
چند قورباغه از گودالی عبور میکرند که ناگهان دوتا از آنها به داخلش افتادند , بقیه قورباغه ها دور گودال جمع شدند و گفتن. شما هر دو میمیرید و راه نجات ندارید , دو قورباغه شروع به تلاش برای بالا آمدن کردند. اما بقیه داد میزند تلاش نکنید , بیهوده است. یکی از قورباغه ها نا امید شد و از دیواره گودال افتاد و مرد , قورباغه دیگر در میان فریاد بقیه که میگفتن بیهوده تلاش نکن , ادامه داد و بیرون آمد , بعد معلوم شد او ناشنواست و تصور میکرد بقیه تشویقش میکنن ,,,,, ناشنوا باش برای کسانی که آرزوهایت را محال میدانند
- ۷۲۶
- ۱۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط