{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیاهی شب خوفناک و

سیاهی شب خوفناک و
سیاهی گیسوی تو دلرباست
وقتی مواج و فریبنده
به دست باد می سپاری اش
و من درچنبره ی اندوه
مدتهاست به نداشتنت
خیره مانده ام
دیدگاه ها (۳)

‏آیا تاکنون چشمانی را که در آن‌ها خاکستر ریخته باشند دیده‌ای...

خودت باشحتی اگر نظر کسی را جلب نکردیهمین کافی است که از خودت...

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد،با هر نفست بهار ظاهر می شد! ای...

- همیشه . .به انتهای گریه که می‌رسمصدای ساد‌ه‌ ی فروغ ،اَز ن...

مثل گیسوی تو من بخت سیاهی دارم؛جز تماشای تو از دور ، چه راهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط