Part . 1
سلام من کیم ا.ت هستم عضو بزرگترین باند مافیا البتع ی نفر دیگه هم هست ب نام کیم تهیونگ ولی من ی مقام ازش بالاترم
من با کیم تهیونگ خیلی دعوا میکنیم حتی ی بار نزدیک بود همدیگ رو بکشیم و اون موقع رییس بزرگ مافیا کره تصمیم گرفت دارع ک با هم همکاری کنیم من قبول نکردم و تهیونگ هم هنوز جواب ندادع .
نشستع بودم ت افکار خودم سیر میکردم ک گوشیم زنگ خورد مین هو رو صفحه گوشیم نوشتع بود. با ترس و لرز جواب دادم میترسیدم شکی ک داشتم بوجود بیاد
مین هو: سلام ا.ت ، امروز تهیونگ زنگ زد گفت قبول کرده ک همکاری کنع، نظر ت چیع؟
من ک هنگ کردع بودم صدای مین هو ت سرم اکو میشد هیچ صدای دیگعای نمیشنیدم
ک با داد ی نفر برق از سرم پرید
مین هو: ا.ت (با داد)
من : بله
مین هو: خوبی؟
من : ب نظرت میتونم خوب باشم ... هر چ بدم میاد سرم در میاد... ی کاری کن نمیخوام با این مردک عوضی همکار بشم ت ک منو درک میکنی ! میدونی چقد زحمت کشیدم تا ب این مقام برسم اون موقع من این مقامو از دست میدم ... ت دلت میخواد؟(با داد)
مین هو: ن ... ن ن ، دلم نمیخاد ت هر چیزی دلت میخاد بهم بگو تا من انجام بدم !...
من: فقط نمیخام با تهیونگ همکاری کنم... باشع؟(اروم)
مین هو: باش ، دیگ هم عصبانی نشو ، خو...؟
من: باش. ممنون داداش (با بغض)
مین هو: هی هی دختر چت شد چرا صدات میلرزع؟... خوبی؟..... ا.ت ؟
من: آرع ... آرع خوبم ببخشید سرت داد زدم (اروم)
مین هو: عزیزم میدونم منم وقتی عصبی میشم اینجوریم.
من :ت ک بدتر از منی (با خنده)
مین هو: واااااااااااااای عاشق خندهاتم ... قربونت برم دیگه گریع نکن... باش ؟
من:بش پاداشی... خدافز.
مین هو: خدافز
ببخشید دیر شد امتحان داشتم 💜💖
من با کیم تهیونگ خیلی دعوا میکنیم حتی ی بار نزدیک بود همدیگ رو بکشیم و اون موقع رییس بزرگ مافیا کره تصمیم گرفت دارع ک با هم همکاری کنیم من قبول نکردم و تهیونگ هم هنوز جواب ندادع .
نشستع بودم ت افکار خودم سیر میکردم ک گوشیم زنگ خورد مین هو رو صفحه گوشیم نوشتع بود. با ترس و لرز جواب دادم میترسیدم شکی ک داشتم بوجود بیاد
مین هو: سلام ا.ت ، امروز تهیونگ زنگ زد گفت قبول کرده ک همکاری کنع، نظر ت چیع؟
من ک هنگ کردع بودم صدای مین هو ت سرم اکو میشد هیچ صدای دیگعای نمیشنیدم
ک با داد ی نفر برق از سرم پرید
مین هو: ا.ت (با داد)
من : بله
مین هو: خوبی؟
من : ب نظرت میتونم خوب باشم ... هر چ بدم میاد سرم در میاد... ی کاری کن نمیخوام با این مردک عوضی همکار بشم ت ک منو درک میکنی ! میدونی چقد زحمت کشیدم تا ب این مقام برسم اون موقع من این مقامو از دست میدم ... ت دلت میخواد؟(با داد)
مین هو: ن ... ن ن ، دلم نمیخاد ت هر چیزی دلت میخاد بهم بگو تا من انجام بدم !...
من: فقط نمیخام با تهیونگ همکاری کنم... باشع؟(اروم)
مین هو: باش ، دیگ هم عصبانی نشو ، خو...؟
من: باش. ممنون داداش (با بغض)
مین هو: هی هی دختر چت شد چرا صدات میلرزع؟... خوبی؟..... ا.ت ؟
من: آرع ... آرع خوبم ببخشید سرت داد زدم (اروم)
مین هو: عزیزم میدونم منم وقتی عصبی میشم اینجوریم.
من :ت ک بدتر از منی (با خنده)
مین هو: واااااااااااااای عاشق خندهاتم ... قربونت برم دیگه گریع نکن... باش ؟
من:بش پاداشی... خدافز.
مین هو: خدافز
ببخشید دیر شد امتحان داشتم 💜💖
- ۵.۷k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط