{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نابرابر شده این جنگ از آن می گذرم

نابرابر شده این جنگ، از آن می گذرم
هر که پرسید کجا رفت،بگو بی خبرم

تو و خالِ لب و ابرو و دو تا چشمِ سیاه
در مقابل من بیچاره فقط یک نفرم!!

#شاهد_رحمانی
دیدگاه ها (۳)

آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و...

فردا با عطری که دوست دارم به باد بپیچمی‌خواهم قرنی را از یاد...

رفتم که از دیـوانه بازی دست بردارمتا اخم کردم مطمئن شد دوستش...

تمام شهرمان تغییر کردهدلم در خاطراتم گیر کردهبزرگی نوجوانی م...

من همیشه وسط یه جنگ بودم...یه جنگ نابرابر بین مغز و قلبم!هیچ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط