{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم پمپ بنزین بنزین بزنم انقد صف طولانی بوده یادم رفت تو

رفتم پمپ بنزین بنزین بزنم انقد صف طولانی بوده یادم رفت تو صف بنزینم



وقتی راه باز شده خوشحال از اینکه از ترافیک در اومدم گازشو گرفتم رفتم !



الان با یه 4 لیتری لب اتوبان دارم پست میزارم.


برچسب‌ها:
دیدگاه ها (۲)

وقتی استادت بودP:3ویو ا.ت:در باز شد جینا بود اومد بشینه که ک...

ستاره ی من(پارت۵)

پارت دوم نماد مرگ

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۶🦋)✥(ویو لوین کاترین)گربه کوچولویی که قبلاً ب...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

من زندممممم(متاسفانه 🗿) حتما بخونید👇🏻

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط