{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#هزارمین_پست

#هزارمین_پست

وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از ملک جهان به
خدا را از طبیب من بپرسید
که آخر کی شود این ناتوان به
گلی کان پایمال سرو ما گشت
بود خاکش ز خون ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زنخ زان بوستان به
دلا دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به
جوانا سر متاب از پند پیران
که رای پیر از بخت جوان به
شبی می گفت چشم کس ندیده ست
ز مروارید گوشم در جهان به
اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به
سخن اندر دهان دوست شکر
ولیکن گفته حافظ از آن به
دیدگاه ها (۶)

آویز پروانه

#دستخط_منـ_📚 دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان عشق ...خوش خرا...

# خط منـ 📖دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان عشق ...خوش خرامان...

همان جا که درد است همانجاست دوا....

از سر ڪوے تو گیرم ڪہ روم جاے دگرڪو دلے را ڪہ سپارم بہ دلآراے...

پروین اعتصامی چرا که دوستی دشمنان ز مکاریست

زنده‌یاد «کاظم رجوی» از ادبیان بلند پایه ی ایران زمین و از د...

بیست شهریور٬ ♥ششمین♥ سالروز گرگان گرامی بادسلام ای سرزمین عط...

عمری است که عمرم همه در کار دعا رفت...آن ترک پری چهره که دوش...

چون ز پشت زولجناح آمد فرود بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط