بیست شهریور٬ ♥ششمین♥ سالروز گرگان گرامی باد
بیست شهریور٬ ♥ششمین♥ سالروز گرگان گرامی باد
سلام ای سرزمین عطر باران /سلام ای آبروی نوبهاران
سلام ای خاستگاه خیزش نور / سلام ای خطه سرهای پرشور
دلم بیتو شکیبایی ندارد / جهان دور از تو زیبایی ندارد
تو فخر جاودان روزگاری /شکوفایی هر چه نوبهاری
جمال حسن گیتی وامدارت / درود هر چه زیبایی نثارت
هر آنچه آینه محو جمالت /خوشا با این همه خوبی به حالت
سلام ای گوهر یکدانه من/ کهنبوم و بر ای ورکانه من
سلام ای جان فدای نام پاکت /چو من صدها فدای مشت خاکت
کنام شیرمردانی همیشه /تو گرگانی، تو گرگانی، همیشه
تو گرگانی که در متن اوستا/ ستوده نام پاکت را اهورا
ز یادت خاطر تاریخ شادست/ تو را از شوکت و عزت نهاد است
تمام نام و ننگ مرز ایران /شده مجموع زیر نام گرگان
که گرگان ریشه در اسطوره دارد /هزاران نکته مستوره دارد
ز اعصار و قرون صد پند و پیغام /نهفته مام ایران زیر این نام
هزاران زاهد و مفتی و عالم/ و دنیایی ز انواع مکارم
تداعی میشود با نام گرگان/ که فرخ باد بام و شام گرگان
تو را ای ملک گرگان دوست دارم /دیارت دوست، چون نیکوست، دارم
تویی در پهلوانی مایهی رشک /ز تو آمد برون تیغ بنی اشک
تو با عنوان گرگان سخت و ستوار/به گیتی سربرآوردی ز اعصار
تو چون خورشید در تاریخ ایران/ بلند و باشکوهی و فروزان
ز هر جایی فزون آوازه داری/ ز جان برگ، از شرف شیرازه داری
سلام ای خاستگاه عشق و عرفان / تجلیگاه بیداری و ایمان
دلم پیوسته در بند هوایت/ سر و جانم فدای اعتلایت
که هر جا صحبت از ناموس و نام است/به ذکر نام تو حجت تمام است
تو ای گرگان برای جان جانی/ از این برتر برایم، هیرکانی
کشید اینجا دگر چون حسن تعبیر /قلم در رقص آمد حین تحریر
که ایرانم چه والا سرزمینیست /که هر ناحیتش زیبانگینیست
ولی گرگان نگینی از زبرجد/و در بین سران نامش سرآمد
به پای نام این پاکیزه این خاک/چه سرهایی که درغلتیده در خاک
که تا گرگان ز صدها معبر خون/ گذشت و آمد اینک تا به اکنون
چنین بودست، زین پس هم چنان باد/ و نام پاک گرگان جاودان باد
سلام ای سرزمین عطر باران /سلام ای آبروی نوبهاران
سلام ای خاستگاه خیزش نور / سلام ای خطه سرهای پرشور
دلم بیتو شکیبایی ندارد / جهان دور از تو زیبایی ندارد
تو فخر جاودان روزگاری /شکوفایی هر چه نوبهاری
جمال حسن گیتی وامدارت / درود هر چه زیبایی نثارت
هر آنچه آینه محو جمالت /خوشا با این همه خوبی به حالت
سلام ای گوهر یکدانه من/ کهنبوم و بر ای ورکانه من
سلام ای جان فدای نام پاکت /چو من صدها فدای مشت خاکت
کنام شیرمردانی همیشه /تو گرگانی، تو گرگانی، همیشه
تو گرگانی که در متن اوستا/ ستوده نام پاکت را اهورا
ز یادت خاطر تاریخ شادست/ تو را از شوکت و عزت نهاد است
تمام نام و ننگ مرز ایران /شده مجموع زیر نام گرگان
که گرگان ریشه در اسطوره دارد /هزاران نکته مستوره دارد
ز اعصار و قرون صد پند و پیغام /نهفته مام ایران زیر این نام
هزاران زاهد و مفتی و عالم/ و دنیایی ز انواع مکارم
تداعی میشود با نام گرگان/ که فرخ باد بام و شام گرگان
تو را ای ملک گرگان دوست دارم /دیارت دوست، چون نیکوست، دارم
تویی در پهلوانی مایهی رشک /ز تو آمد برون تیغ بنی اشک
تو با عنوان گرگان سخت و ستوار/به گیتی سربرآوردی ز اعصار
تو چون خورشید در تاریخ ایران/ بلند و باشکوهی و فروزان
ز هر جایی فزون آوازه داری/ ز جان برگ، از شرف شیرازه داری
سلام ای خاستگاه عشق و عرفان / تجلیگاه بیداری و ایمان
دلم پیوسته در بند هوایت/ سر و جانم فدای اعتلایت
که هر جا صحبت از ناموس و نام است/به ذکر نام تو حجت تمام است
تو ای گرگان برای جان جانی/ از این برتر برایم، هیرکانی
کشید اینجا دگر چون حسن تعبیر /قلم در رقص آمد حین تحریر
که ایرانم چه والا سرزمینیست /که هر ناحیتش زیبانگینیست
ولی گرگان نگینی از زبرجد/و در بین سران نامش سرآمد
به پای نام این پاکیزه این خاک/چه سرهایی که درغلتیده در خاک
که تا گرگان ز صدها معبر خون/ گذشت و آمد اینک تا به اکنون
چنین بودست، زین پس هم چنان باد/ و نام پاک گرگان جاودان باد
- ۱.۷k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط