{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکایت دارم از مویت از آن چشمان و ابرویت

شکایت دارم از مویت از آن چشمان و ابرویت
ازان تیزی مژگانت از آن نخل سر کویت

گله دارم از آن مهتاب که تابیده به ایوانت
از آن دست نسیم فریاد پریشان کرده گیسویت

هزاران شکوه ازپاییز زدنیا واز این هستی
از این پیمانه ی لبریز در این هنگامه مستی ...!

شکایت میکنم ازماه که آمد کنج ویرانه
به چشم این من بی چیزکشیدبرروی من دستی..!

اسیر دست طوفان است دلم هرشب در این رویا
بیابان است بیابان است ،همه سرتاسر دنیا

شکایت دارم از چشمی که دریا را نشانم داد
کجای نقشه پنهان است، لب یار و لب دریا...!
دیدگاه ها (۱)

ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل عاشق بشکسته ز اب...

👈 عطر گل وحشی ...ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل...

ای عطر گل وحشی پیچیده به گیسویت و ای طاق دل عاشق بشکسته ز اب...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگر...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط