{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهید سجاد حبیبی

شهید سجاد حبیبی
یادمه یه روز از یه ارتفاعی چند نفری پایین می آمدیم تقریبا به آخرش که رسیدیم پات روی یک سنگ رفت و زمین خوردی فکر کنم تنها کسی که تو اون جمع بلند بلند بهت خندید من بودم
حالا من زمین می خورم
ولی فکر نکنم بهم بخندی
..،...........................پهلوان...............
دیدگاه ها (۱)

بد ترین برادرانت شخص فریبکار چاپلوس استامام علی

خدایا خودت می دونیدوست ندارم کسی هم جز تو بدونهمردم بهم می خ...

چون ندارم با خلایق الفتی

)(پارت پنج)حیاط مدرسه خارج می‌شدم که برام از شماره ی ناشناس ...

part:27name:عشق و جداییویو بورا رفتم پایین کوک یه کت بلند چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط