{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه

همیشه
از آن چه نیست سخن می گوییم
از آب در بیابان
و در خانه
عشق و نان

این گونه
انگار زندگانی را
زیباتر می یابیم
همیشه
از آن چه نیست بلندتر سخن می گوییم
از مهربانی در مهمانی، از شرف در سودا
از داد در بیداد
تا بوده
این گونه بوده قصه ما
دنیای یاوه را انگار
این گونه گواراتر توانیم داشت.

اکنون بنشین
تا باری از آن چه هست سخن
بگوییم
از دروغ بگوییم که حرام است اما
مانند قارچ از فراز دیوارهامان بر می خیزد
آن گونه
که جای گندم و گل سرخ را تنگ کرده است
همین!

سروده «منوچهر آتشی»
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمبعضی‌ها فکر می‌کنند حجاب، یک محدودیتِ ...

کار عالمانه برای مهدوی پژوهی نه لیسانس حسابداری بشه

گاهی در تاریخ، انسان‌هایی می‌آیند که زندگی‌شان تنها متعلق به...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

آخرین کودتا.بنزین بر آتش جنگ وجودی!!نمی‌دانم چطور و با چه زب...

007-پنهان در مه - پارت ۸۰

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا وجود خدا را قبول د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط