{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P

<P¹>
ا.ت ویو:
رفته بودم بانک.نشسته بودم که صدام زدن به باجه4.بلند شدم و سرم رو اینور و اون ور کردم تا باجه4 رو پیدا کنم که یهو سر جام خشکم زد.
اون...اون...همون آیدل معروفه بود.یه هودی سفید با شلوار لی و کلاه آبی که سرش بود پوشیده بود و توی گوشیش نگاه میکرد و میخندید.اینجا چیکار میکنه چرا کسی حواسش نیست؟
یهو به خودش اومد و بهم نگاه کرد و لبخند روی لبش تبدیل به تعجب شد.همینطور مات و مبهوت به هم نگاه میکردیم.
که من بی اختیار به سمتش دویدیم و پریدم تو بغلش چون خیلی خیلی زیاد دوستش داشتم.اونم منو بغل کرد و بهم گفت:
...


(اگه لایک ها ی این پست به 20 برسه پار بعدی رو میزارم)
دیدگاه ها (۱)

دقیقا خودشه😂❤بانی کیوتم💜💜❤❤❤❤😍😍😍😍

اما چه کنم دوسش دارم...

💜I love you BTS💜

^فیک شوگا^ شوگا+ا.ت _مامان ا.ت×پسر بچه~

پارت ۳ آنا:داشتم با نینا حرف میزدم که یهو یه پسر با موتور او...

spanish girl:23

نزدیک بود بخورتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط