{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرزوهامون سوختن

آرزوهامون سوختن
دیگه امیدی باقی نمونده
همیشه وقتی کم میاوردم میگفتم حداقل امید مونده ته دلم به همون امید چنگ میزدم تا باعث شه من ادامه بدم
دیگه امیدی هم نمونده
آرزویی هم نمونده
دیگه هیچی باقی نمونده.هیچی.همچی با خودت بردی💔
🥲
دیدگاه ها (۰)

سه شنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۱ انگار ی خواب بود برام ۴ ماه و ۱۱ روزگذشت...

آرزوهامون چقد دست نیافتنی شدن !هر‌ روز آرزوی خیلی چیز ها به ...

بچه ها جدی یه چند وقت یه چیزی رو دلم مونده بود باید بهتون بگ...

پارت بیست و ششم (زخم‌هام هنوز بیدارن) ویو نویسنده اتاق خیل...

فیک تهیونگ ~~عروس فراری ~~پارت۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط