{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفرت عشق

نفرت عشق
(پارت ۱۹)

ارسلان: هق ببند دهنتو اگه یکم دیر تر میرسیدم میدونی چی میشددد؟؟؟(بادادد)

دیانا: فک میکنی من هرزه ام
هق م...ن اینطوری نیستممممم(با اعصبانیت)

ارسلان: میدونی اگه یک تار موت کم‌میشد من باید چیکار میکردم

دیانا....

ارسلان: وقتی شندیم گم شدی داشتم دیوونه میشدم

دیانا: تو از کجا فهمیدی من گم‌شدم

ارسلان: نیکا گفت

دیانا :.. میخایم کجا بریم منو برسون خونمون

ارسلان: امشب میریم خونه ما حرف اضافه امم نباشه باید بیاییی

دیانا:....

رسیدیم خونه ارسلان

رفتم اتاق خواب لباسامو عوض کنم که یهوو


خماری😂💔
دیدگاه ها (۱۱)

♥نفرت عشق♥(پارت ۲۰)که یهوو ارسلان اومد من اصلا لباس نداشتم س...

♥نفرت عشق♥پارت ۲۱ارسلان: میام دیگه چاره چیه😐ارسلان: ... بیام...

♥نفرت عشق♥(پارت۱۸)#دیاناخیلی بد زد در گوشم جوری که صورتم می ...

♥نفرت عشق♥ (پارت ۱۷)دیانا: ...یکی از پسرا اومد پایین دنبال د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط