{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part:⑦
(نویسنده)
کار اعضا توی گروهِ مافیایی تهیونگ
جین←سراشپز و هکر
جیمین←تک تیر انداز
جیهوپ←بازجو
یونگی←جنگنده
نامجون←بازجو و هکر
جونگکوک ←جنگنده
تهیونگ←رئیس مافیا]
شما رفتید پایین تا نهار بخورید تو خیلی خجالتی بودی و اونا داشتن بهت نگاه میکردن که تو خجالتت گل کرد و رفتی پشت تهیونگ قایم شدی اعضا خندیدن و
یونگی: خجالت نکش ما همه دوستای تهیونگیم
تو: کلا همینم
شما نشستید نهار خوردید تو خیلی خسته بودی میخواستی سریع بری بالا تا بخوابی تا رفتی بخوابی تهیونگ پرید روی تخت
گفت: کی میخواد پیش شوهرش بخوابه!؟
تو: من من من
تو رفتی پیش تهیونگ خوابیدی ساعت هفت بیدار شدی تهیونگ بقلت دراز کشیده بود و داشت فیلم نگاه میکرد
گفت: بلاخره بیدار شدی!
تو: اره دیگه کوری
بخاطر اینکه بهش گفتی کور گازت گرفت بعد رفتید پایین
همون لحظه جونگکوک با عجله اومد
(جونگکوک←*)
*: تهیونگ تهیونگ
♡: بله چیشده؟
*: پدرت سکته کرده
♡: چی نه اخه چرا مگه میشه
یکی به جونگکوک زنگ زد و.......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای پارت هشت ۲۰ تا کامنت
واقعا باید بیستا بشه وگرنه نمیزارم
دیدگاه ها (۲۸)

part:⑧ یکی به جونگکو...

part:⑥ دکمه ی لباست رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط