گفتم که نوش لعلت ما را به ارزو کشت

گفتم که نوش لعلت ما را به ارزو کشت
گفتا مگوی با کس تا وقت ان سر اید .
دیدگاه ها (۱)

گفتم که بوی زلفت گمراه عالم کرد .

تهدید :::::::الله اگر بر من نبخشائی پشیمانی خوری اخر بلائی ک...

گفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شبرو است او از راه دیگ...

ای میر نمی بینی این مملکت جان رادرکش قدحی با من بگذار ملامت ...

گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشدگفتم رسم به وصلت گفتا محال ب...

شد وقت مرگ نوش لبی هم‌نشین مراعمر دوباره شد نفس واپسین مرابا...

دیر رسید سر امتحان، همش یه ربع وقت داشتنفس‌نفس میزد؛با کلی ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط