{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار
حالا چه مانده از من ؟ ، یک مشت شعر بیمار
انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن
اما ، امید باطل ، شب دائمی ست انگار
دیدگاه ها (۱)

خدا " تو " را که می آفرید حواسش پرت آرزو های من بود ! شدی...

حریم دلت را حرمت نگه دار که در این روزگارهمه در قلبها در ...

بیراهه هم برای خودش راهیست وقتی من را به تو برساند و حوصله چ...

بلند شو و همراه کلاغ قصه ها به خانه ام بیا ! اینجا “یکی از ب...

مادرم نیست

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

امشب ۱۶۸ امین شب تجمعاتهبه یاد کودکان مظلوم میناب💔🥀 دعوت مر...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

LESSON

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط