به بندر بودیم در گرمی ظهرگاهی

به بندر بودیم در گرمی ظهر،گاهی🥵
یارجان برام چای دم کرده🥲
با اون دست های حنایش🤒
نمی خورم چایشه🤷
اگر باره نبات هم که باشه
مرا دیوانه کرده🐣
با آن رنگ های طلایی😊
دیدگاه ها (۰)

بلی نمی خورم چایشه🤷تازه شم🐣می شکنم نعلبکی و لیوانشه😊🌷

من که نیستم چوب فروش😐که دل تو آمده به جوش❤️‍🔥من که نیستم دخت...

میوهازرد آلو سیب انار و آلبالو🐣تمامی میوه ها🤷شیرین هستند و خ...

نیستم ز آن شاعران مشهور هستم بنده کارگر هیاز اینجا تا خانه ا...

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطه‌مان خوب پیش نرفت، ...

خون آشام عزیز (83)

هر کدومتون برام زحمت کشیدید واقعا ازتون بابت همه چیز همه چیز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط