{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به بندر بودیم در گرمی ظهرگاهی

به بندر بودیم در گرمی ظهر،گاهی🥵
یارجان برام چای دم کرده🥲
با اون دست های حنایش🤒
نمی خورم چایشه🤷
اگر باره نبات هم که باشه
مرا دیوانه کرده🐣
با آن رنگ های طلایی😊
دیدگاه ها (۰)

بلی نمی خورم چایشه🤷تازه شم🐣می شکنم نعلبکی و لیوانشه😊🌷

من که نیستم چوب فروش😐که دل تو آمده به جوش❤️‍🔥من که نیستم دخت...

میوهازرد آلو سیب انار و آلبالو🐣تمامی میوه ها🤷شیرین هستند و خ...

نیستم ز آن شاعران مشهور هستم بنده کارگر هیاز اینجا تا خانه ا...

پارت ۳ (ازدواج اجباری)سوار ماشین شدیم که جونگکوک:آدرس خونت ...

part.70._..داغ بودنت از صورتت داره میباره فک کردی نقطه ضعف ت...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط