{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادش بخیر بچگی ها چقد ساده بودیم!

یادش بخیر بچگی ها چقد ساده بودیم!
نیم ساعت دست به سینه مینشستیم تا مبصر اسممون رو جزء خوبها بنویسه!
بعدم معلم میومد بدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد!
وچقدر ساده تر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه مینشستیم!
M
دیدگاه ها (۳)

ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺑﺎﺑﺖ نعمتهایی ﮐﻪﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍ...

هر سکوتی نشان از ضعف نیست .. دانشجویی میگفت: استاد آقایی داش...

میدانی ؟ بعضی ها ؛ شبیه یک انجیر رسیده میمانند که یکهو ، از ...

مهم بودن در نگاه دیگران رو فراموش کن روزنامه ی روز شنبه زبال...

چندپارتی:وقتی هم پارتنرت و هم استادت بود و...pt²جی هوپ در حا...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

یوشیرو حتی بهتر از کامیل کازوتورا رو میشناختچون کامیل همیشه ...

یادش بخیر بچگی ها چقد ساده بودیم!نیم ساعت دست به سینه می نشس...

یادش بخیر بچگی ها چقد ساده بودیم!نیم ساعت دست به سینه می نشس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط