من تو را انچنان صدا کردم
من تو را انچنان صدا کردم
که درختان کوچه فهمیدند
قاصدکها شکوه باران را در نگاه ابریم دیدند
تو گذر کردی از پس ساحل
زخم خوردند شاخه های فرتوت
هیچکس ابی دریای دل تو را
مثل چشمان شاعرم نفهمیدند!
تو برو
برو
تا من راحتتر
تکه های دل خود را سر هم بند زنم
اینبار جان میدهم به عکست
کنار تو مردن زیباست
شاید رهایم کند
این آشفتگی
این عذاب...
کاش امروز دنیا به پایان میرسید...
که درختان کوچه فهمیدند
قاصدکها شکوه باران را در نگاه ابریم دیدند
تو گذر کردی از پس ساحل
زخم خوردند شاخه های فرتوت
هیچکس ابی دریای دل تو را
مثل چشمان شاعرم نفهمیدند!
تو برو
برو
تا من راحتتر
تکه های دل خود را سر هم بند زنم
اینبار جان میدهم به عکست
کنار تو مردن زیباست
شاید رهایم کند
این آشفتگی
این عذاب...
کاش امروز دنیا به پایان میرسید...
- ۲.۴k
- ۰۷ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط