ددی دیوانه

(ا/ت ویو)
خونی که روی لبم ریخت دیگه مزه اهن نمیداد شیرین بود مزه شو دوست داشتم و بوسیده شدن لب هام توسط یونگی بیشترش کرد و دلم میخواست تموم نشه بعد از ۱۰ مین لز بوسه دست کشید
&نمیخوام بیشتر از این اذیتت کنم
#خیلی خوب بود ممنون
&خواهش اگه میدونستم دوست داری بیشتر انجام میدهدم الان پاشو بریم بیرون باید باهات تمرین کنم باید قدرتاتو کنترل کنی توی کمد یه لباس گذاشتم بپوش
#چشم
یونگی از اتاق بیرون رفت بعد از ۳۰ مین حاضر شدم و بیرون رفتم یونگی توی حیاط منتظرم بود
&خو ا/ت امروز میخوام بهت کنترل راه رفتنت رو یاد بدم دستمو بگیر و هراه من بدو
قبول کردم دستشو گرفتم و همراهش دوییدم اوایل خیلی تند میرفت و من ازش عقب میموندم ولی بعدش دیگه این طور نبود منم پا به پاش میدوییدم
#یونگی من خسته شدم میخوام وایستم ولی نمیتونم
&اروم اروم قدم هاتو کند کن
اوایل نتونستم ولی بعدش تونستم و وایستادیم و تونستم استراحت کنم
&خو خیلی خوب بود
(پرش به ۵ ساعت بعد )
درست دیودن و کنترلشو یاد گرفته بودم که یه دفعه یونگی با یه حرکت ......

امیدوارم خوشتون اومده باشه♡
اسلاید دوم لباسیه که یونگی برای تمرین به ا/ت داد
دیدگاه ها (۰)

دیر فعالیت کردم متاسفم دنبال لباس ا/ت بودم

هرچی دوست داشتید بپرسید

هرچی گفتید من پاسخگو ام

فیک مافیای سیاه من part 1

فیک مافیای سیاه من part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط