{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح است

صبح است
یاس رابایدکاشت
توی گلدان ظریفی که پرازعطرخداست
وسپس گلدان راروی یک میزگذاشت
پرده هارابایدپس زد
وبه خورشید فضاداد
که آرام بتابدبرآن
وتوخواهی دیدباشمیم گل یاس
چه احساس قشنگی داری...
دیدگاه ها (۵)

ای اهل ایمان...خدا را بسیار یاد کنیدو اورا هر صبح و شام،تسبی...

تنها با یاد خدا... ️دلها آرامش پیدا میکند،️"أَلا بِذِکرِ...

خوشبخت ترینمخلوق خواهی بوداگر امروزت راآنچنان زندگی کنیکه گو...

پرسه در جنگل... کوک از کنار ات رد شد.کوک: دنبالم بیا.ات با ک...

رز آبی پارت ۲۹

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

پرسه در جنگل... غروب...آسمان کم‌کم نارنجی و بنفش شده بود.ات ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙4ویو جنیصبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌ی کلبه ریخت...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

زمرد های صورتی پارت ¹⁴فردا صبح °^صبح که شد آنیا بیدار شد و د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط