قصری میان ابرهامی سازم از دیدار تو

قصری میانِ ابرها،می سازم از دیدارِ تو

پلکی بزن
تا عاشقت
خشتی گذارد روی خشت
دیدگاه ها (۲)

زمستان بود و بی تابی ، دلم جایی فدایی شدنفس در سینه خشکش...

درون ما تفاوت هاستتو مبتلا به درمانیو من دچار بیماری

شب به کوی عشقم و روز ویرانه‌ایدل همی گوید بیا باهم بسازیم خا...

سوگندبه تمام شب بخیرهایی که گفتمو تووووو هرگز نگفتیتا خودِ ص...

می خواهمت برای روزهای ابتدای پاییز...عاشقت می شومدر تک تک جو...

تو در میان این کوچه هاو در این شب هاکه انگار صبح ندارندداری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط