.میگویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت....
.میگویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت....
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی صندوق سکه ی مردی غافل را میدزدد، هنگامی که به خانه رسید صندوق را باز کرد دید در بالای سکهها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکههای مرا حفاظت بفرما..
اندکی اندیشه کرد سپس صندوق را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدصندوق در پاسخ گفت:
صاحب صندوق باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد دارایی او بودم نه دزد خدا او.
اگر صندوق او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست میشد.ان گاه من دزد باورهای او هم بودم.
واین دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عدهای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان ....چونکه بنام خدا دزدی میکنند....برای همین است که عدهای از خدا زده شدهاند و فکر میکنند که این کاری که اینها میکنند تعالیم خدا است
اگر میبری سکهها را ببر نه باورها را
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی صندوق سکه ی مردی غافل را میدزدد، هنگامی که به خانه رسید صندوق را باز کرد دید در بالای سکهها کاغذیست که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکههای مرا حفاظت بفرما..
اندکی اندیشه کرد سپس صندوق را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدصندوق در پاسخ گفت:
صاحب صندوق باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است .
من دزد دارایی او بودم نه دزد خدا او.
اگر صندوق او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست میشد.ان گاه من دزد باورهای او هم بودم.
واین دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عدهای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان ....چونکه بنام خدا دزدی میکنند....برای همین است که عدهای از خدا زده شدهاند و فکر میکنند که این کاری که اینها میکنند تعالیم خدا است
اگر میبری سکهها را ببر نه باورها را
- ۵۵۳
- ۲۶ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط