{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادر ناتنی من

برادر ناتنی من

P:38(آخر)

ویو ات

یه هفته گذشت و امروز روز مرخصیم بود
جی سون تو بغلم خابیده بود
جونگکوک کارای ترخیصو انجام داد و باهم از بیمارستان خارج شدیم

ات: بلخره ازاد شدممم
کوک:(خنده) جی سون خابه؟
ات: اره
کوک: چیزی لازم نداری؟
ات: نه...مرسی
ماشین رو اوردی؟
کوک: اره الان می رسیم

رسیدیم به ماشیک و سوارش شدیم.. به سمت خونه حرکت کردیم..بعد چن مین رسیدیم

ات: آهههه بعد یه هفته اومدم خونههه
کوک: چرا انقد ذوق داری
ات: چون یه فسقلی بهمون اضافه شد و الان زندگی خیلی شیرین تره
کوک: تا اخر عمرم مواظبتونم(رفت و ات و جی سونو بغل کرد )

و به خوبی و خوشی کنار هم زندگی کردن
پایان.

میدونم این پارت خیلی کم شد ولی خب دیگ چیزی نداشتم و اینکه پارت اول فیک جدیدو جمعه میزارم
البته اگ حمایتی وجود داشته باشه🚶‍♀️
اگ حمایت نکنین میفهمم که از پیج ناراضی هستین و دیگ ادامه نمیدم
دیدگاه ها (۵)

فرار کن🚷

خوشبختم🌚

والکور فنا کجایین؟؟ بچه ها میخام فیک برادر ناتنی رو تموم کنم...

هعی:)

اسم فیک: اون واسه منه p30جونگکوک جان خیلی داری ات رو ماچ می‌...

وحشی پارت 21+۱۸از روی پاش بلند شدم تهیونگ: کجااات: همینقدر ک...

⁦:⁠^⁠)⁩آیدل قلبم تویی⁦⁦:⁠^⁠)⁩

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط