پارت ۶۰

پارت ۶۰
صدای قدم‌ها هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.
جونگ‌کوک دست آریانا را گرفت.
ـ سریع‌تر!
همه از راهروی پشتی فرار کردند.
تهیونگ آخرین نفر بود که از در بیرون رفت.
در همان لحظه صدای شلیک از داخل خانه آمد.
بـــــنگ!
آریانا از ترس ایستاد.
ـ چی بود؟!
جین فوراً گفت:
ـ وایسا نکن! برو!
آن‌ها وارد کوچه‌ی پشتی شدند.
چند دقیقه بعد، وقتی مطمئن شدند کسی تعقیبشان نکرده، ایستادند.
جونگ‌کوک نفس‌نفس می‌زد.
ـ فلش هنوز دستته؟
آریانا فلش را بالا آورد.
ـ آره.
تهیونگ به آن خیره شد.
ـ باید بفهمیم داخلش چیه.
نیم ساعت بعد، همه در یک اتاق امن جمع شده بودند.
جین لپ‌تاپ را روشن کرد.
فلش را وصل کرد.
چند پوشه روی صفحه ظاهر شد.
PROJECT 721
PATIENTS
MEMORY RECORDS
INCIDENT 07
آریانا با دیدن اسم آخرین پوشه، دستش لرزید.
ـ این همون شبیه که همه‌چیز اتفاق افتاد.
جونگ‌کوک کنار او نشست.
ـ بازش کن.
جین پوشه را باز کرد.
یک فایل ویدیویی وجود داشت.
ویدیو شروع شد.
تصویر یک اتاق سفید بود.
آریانا و جونگ‌کوکِ کودک روی دو صندلی نشسته بودند.
پشت شیشه، چند نفر ایستاده بودند.
یکی از آنها...
دو هیون بود.
آریانا نفسش بند آمد.
ـ خودشه...
ویدیو ادامه پیدا کرد.
مرد دیگری وارد اتاق شد.
آریانا با دیدنش خشکش زد.
ـ این...
جونگ‌کوک پرسید:
ـ کیه؟
آریانا با صدای لرزان گفت:
ـ همون مردی که توی خاطره‌م بود.
جین ویدیو را جلو برد.
مرد به دو هیون گفت:
ـ بچه‌ها نباید چیزی بفهمن.
دو هیون جواب داد:
ـ ولی یکی از شاهدها همه‌چیز رو دیده.
مرد پرسید:
ـ کی؟
دو هیون به سمت دوربین نگاه کرد.
ـ جین.
همه ساکت شدند.
جین با ناباوری گفت:
ـ من؟!
تهیونگ فوراً گفت:
ـ نه... منظورش جینِ اون زمانه.
جین با تعجب پرسید:
ـ یعنی چی؟
ویدیو ادامه پیدا کرد.
مرد گفت:
ـ اگه اون حرف بزنه، پروژه تمومه.
دو هیون پرسید:
ـ پس باهاش چی کار کنیم؟
مرد چند ثانیه سکوت کرد.
بعد گفت:
ـ کاری کنید دیگه نتونه حرف بزنه.
تصویر قطع شد.
آریانا با ترس به صفحه خیره ماند.
ـ پس قاتل...
جونگ‌کوک گفت:
ـ هنوز نمی‌دونیم کیه.
تهیونگ آرام گفت:
ـ ولی می‌دونیم قربانی کی بوده.
همه به او نگاه کردند.
تهیونگ گفت:
ـ جینِ اون زمان.
آریانا پرسید:
ـ ولی اگه اون مرده...
تهیونگ سرش را پایین انداخت.
ـ نه.
مکث کرد.
ـ اون کشته نشد.
جونگ‌کوک با تعجب گفت:
ـ پس چی شد؟
تهیونگ به صفحه نگاه کرد.
ـ اونو از پروژه حذف کردن و هویتش رو عوض کردن.
جین با ناباوری گفت:
ـ یعنی ممکنه هنوز زنده باشه؟
تهیونگ جواب داد:
ـ آره.
ناگهان لپ‌تاپ صدای هشدار داد.
ACCESS DETECTED
جین سریع به صفحه نگاه کرد.
ـ یکی داره وارد سیستم می‌شه!
جونگ‌کوک گفت:
ـ کی؟
صفحه سیاه شد.
بعد یک جمله ظاهر شد:
«شما هنوز نمی‌دونید قاتل واقعی کیه.»
زیرش یک عکس ظاهر شد.
عکس مردی که در ویدیو دیده بودند.
و زیر عکس...
یک اسم:
کیم سونگ‌هو
آریانا با دیدن اسم، ناگهان رنگش پرید.
ـ من...
جونگ‌کوک گگفت:
ـ چی شده؟
آریانا آرام جواب داد:
ـ این اسم...
مکث کرد.
ـ توی یکی از خاطراتم شنیدمش.
پایان پارت ۶۰...
#رمان#رمان_عاشقانه#رمان_جدید#رمان_آنلاین#رمان_ویسگون#فن_فیکشن
#جونگکوک#جئون_جونگکوک#بی_تی_اس
#BTS
#Jungkook
#عاشقانه#مدرسه#عشق#پارت_جدید#پارت_بعدی#فالو#اکسپلور#ویسگون#داستان
دیدگاه ها (۱)

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۴ | حقیقتِ عکسسوا عکس را دوباره نگاه ک...

پارت هشتم: فایل گمشدهصدای قدم‌ها در سالن خالی ایستگاه پیچید....

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

فیک تهکوک وارث زار

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪 🖤🥀تاریکی همه‌جا را گرفته بود.ـ «...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

چند پارتی بازیچه

پارت 78ات با ناباوری به عکس خیره شده بود.ـ این امکان نداره.....

پارت ۴ | جلسه‌ی دردسرسازظهر شده بود و همه برای جلسه‌ی مهم آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط