#پارت_بعدی
#BTS
#Jungkook
#اکسپلور
#بی_تی_اس
#جئون_جونگکوک
#جونگکوک
چند پارتی پارت ۵ بارون هنوز میبارید، اما هیچکدوممون عجلها...
چند پارتی پارت ۴ چند ثانیه فقط بهش خیره موندم.— تو... منو دو...
چند پارتی پارت ۳ با شنیدن حرف تهیونگ، از پشت دیوار بیرون او...
چند پارتیپارت ۲ از حرف تهیونگ نمیتونستم بگذرم.تمام شب فقط ی...
چند پارتی پارت ۱ | چرا از من متنفری؟ 🖤از وقتی تهیونگ وارد کل...
رمان: «از تو متنفرم»پارت ۷۰ ساعت دقیقاً هفت بود.آریانا وارد ...
آریانا هنوز به پرونده خیره شده بود.روی صفحهی اول، فقط یک اس...
پارت ۶۳ آریانا چند ثانیه فقط به مدیر خیره ماند.ـ خونهی من؟م...
پارت ۶۲ ساعت هفت و پنجاه دقیقهی صبح بود.حیاط مدرسه تقریباً ...
پارت ۶۱ آریانا هنوز به صفحهی لپتاپ خیره بود.کیم سونگهو.ای...
پارت ۶۰ صدای قدمها هر لحظه نزدیکتر میشد.جونگکوک دست آریا...
پارت ۵۹ ماشین جلوی خانهی پدر جونگکوک متوقف شد.خانه از بیرو...
پارت ۵۸ صدای آژیر پلیس هنوز از دور شنیده میشد.آریانا همانج...
پارت ۵۷ مرد چند قدم از تاریکی بیرون آمد.نور ضعیف چراغ خیابان...
پارت ۵۶ آریانا هنوز نمیتوانست باور کند.تهیونگ واقعاً زنده ب...
پارت ۵۵بــــــــوم!صدای انفجار ساختمان را لرزاند.آریانا روی ...
پارت ۵۴ پیام روی گوشی هنوز روشن بود:«اگه میخواید مینسو زند...
پارت ۵۳ چراغها هنوز روشن بودند، اما هیچکس جرئت حرکت نداشت....
پارت ۵۲ صدای قفل شدن در، همه را به سکوت فرو برد.کلیک...جونگ...
پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگکوک با نگ...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین