{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌بیا برگـــــردیم

‌بیا برگـــــردیم
من دلم برای 'دوستت دارم 'با طعم
دویدن دنبال سکه برای زنگ زدن با تلفن عمومی تنگ شده...
من دلم میخواهد پای صحبت کردن باتو
کفه پاهایم گزگز کند
و بعد هی با 'دوستت دارم'گفتن
مدت مکالمه را تمدید کنم کنم...
من دلم برای صدای سکه انداختن ممتد
و ترس قطع شدن تلفن تنگ شده‌...
درست همان حوالی شانزده سالگی که تو راباعروسک بچگی ام مقایسه میکردم و هربار میترسیدم مکالمه بعدی در کار نباشد...
من دلم صدای داد پیرزنی را میخواهد که پشت من نوبت ایستاده تا به نوه اش زنگ بزند وحالا صدای اعتراضش را روی سرم خراب کرده!
که یک خنده کوتاه شیطانی بزنم وذوق کنم که لجش درآمده بعدهم بگویم
'ببین بخدا دیگه نمیشه حرف زد الان میکشن منو،راستی دوستت دارم اوووممم بوس'
وقطع کنم !
نفس عمیق بکشم وتمام راه خانه را مکالمه مان را مرور کنم و قند توی دلم آب شود...
‌.
‌بیابرگردیم
گور پدر تکنولوژی...
‌.
حامد_رجب_پور
دیدگاه ها (۹)

‌قلبم برایش تکه تکه شد اما عین خیالش نبود!نمیدانم،شایدهم من ...

* * * شرمی ست در نگاه من،اما هراس نه!کـم صـحـبـتـم مـیـان شـ...

گوش تلفن کر،دوستت دارم را امشبدر گوش خودت خواهم گفت ... محمد...

سلام براتون یک رمان از تهیونگ آوردم پارت اول ❤️تو زن کیم تهی...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۲۴سه روز بعد، تهیونگ یک تصمیم بز...

#اخرین_پیچ #پارت_17از زبان ات به پارکینگ رفتم و سوار موتور ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط